مبارز اندیشمند
میاندیشم؛
مبارز اندیشمند، اندیشمند مبارز نیست... مبارز اندیشمند کسی است که ماهیت اندیشه او لبریز از مبارزه است و درحالیکه در عمق گلولای ایدئولوژی فروافتاده است میل به شناگری دارد. او اندیشمند مبارز نیست...
زنی که مردش را گم کردنام داستان کوتاهی از صادق هدایت است که در سال ۱۳۱۲ در مجموعهی سایهروشن به چاپ رساند.قسمت سوم تحلیل داستانسادات هاشمیاما در این داستان و مخصوصاً از زبان زرین کلاه بارها گفته میشود؛ مثلاً جایی میگوید: «هر زنی که گل ببو را ببیند طاقت نمیآورد، خودش را میبازد و ممکن است خیلی زود شوهرش را رندان از دستش بیرون بیاورند.» ترس از دست دادن شوهر، ترس برگشت به شرایط گذشته، ترس به دست نیاوردن گل ببو و... این ترس باعث میشد که زرین کلاه دست به هر ذلتی بزند.حمید ژیان پورشما دارید شکل ترس را بیان میکنید نه صورت ترس، محتوای ترس چیست؟ او میترسید که برگردد به شرایط گذشته اما به خاطر چه؟ این دلیل محتوا را نشان خواهد داد.به خاطر اینکه از لذتی که تجربه کرده بود دور بیفتد و اساساً صادق هدایت دارد از یک لذت اصیل زنانه در ارتباط با یک مرد صحبت میکند و شروعش هم با آواز بود. آواز لذت بود.سادات هاشمیلذت واقعی نبود؟ یک خیال بود. یک تصور بود.حمید ژیان پورهمان خیلی لذتبخش بود چون مربوط به خیال و تصور زرین کلاه بود. مربوط به خودش بود. قرار نبود زرین کلاه چیزی به او بدهد. او میخواست چیزی از گل ببو بگیرد. او انگار گل ببو را چراند و درنهایت ظرفیتش، او را چنان فشار داد و شیرهاش را گرفت و مکید و لذت برد و حس کرد. بعدازاینکه فهمید گل ببو درواقع چیزی از آن گذشته دورش ندارد او را رها کرد و حتی فرزندش را هم نپذیرفت. وقتی گل ببو را نمیخواهد هر چیزی هم که به او تعلق دارد نمیخواهد. از این لحاظ هست که میگویم گل ببو قربانی شد.نمیخواهم بگویم که زرین کلاه عامداً این کار را کرد. اینیک تبیینی از روابط عمیق و درونی است که قدرت زن هست در مواجهه با یک مرد. نه در استثمار او، نه در بهرهکشی از